موسسه آموزشی دیباگرانمقالات و فایل هادانش مدیریتی

دانش مدیریتی

ضرورت دانش مدیریتی

مقدمه

واژه مدیریت را نمی توان به سادگی تعریف کرد و شاید از دلایل آن بتوان  به گستردگی دامنه مدیریت و ماهیت پویای آن اشاره کرد.

مدیریت:  فرایند برنامه ریزی، تشکیلات، فرماندهی، هدایت و نظارت بر تلاش‌های اعضای سازمان و استفاده از دیگر منابع سازمانی جهت دستیابی به اهداف سازمانی است.

مدیریت امروز مجموعه‌ای از علوم گوناگون همانند اقتصاد، جامعه شناسی، روان شناسی، ریاضیات، آمار و است که هدفش افزایش بهره وری، کارائی و اثربخشی سازمانی است.

 مدیریت یکی از پرطرفدارترین رشته ها است، جذابیت های این رشته و گرایش های متنوع آن توجه بسیاری از فارغ التحصیلان رشته های دیگر را نیز به خود جلب کرده و باعث ایجاد رقابت شدید بین داوطلبان شده است.

تعریف

تاکنون، تعاریف متعددی برای مدیریت ارائه شده‌است. برخی از مهم‌ترین تعاریفی که ارائه شده، به قرار زیر است:

·         هنر انجام امور با و به‌وسیله دیگران

·         فرایندی که طی آن تصمیم‌گیری در سازمان‌ها صورت می‌پذیرد

·         انجام وظایف برنامه‌ریزی، سازماندهی، رهبری، هماهنگی و کنترل

·         علم و هنر هماهنگی کوشش‌ها و مساعی اعضای سازمان و استفاده از منابع برای نیل به اهداف سازمانی

·         بازی کردن نقش رهبر، منبع اطلاعاتی، تصمیم‌گیرنده و رابط برای اعضای سازمان

مدیریت از دید کارکردی شامل وظایفی همچون برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری، سازماندهی، نوآوری، هماهنگی، ارتباطات، رهبری، انگیزش و کنترل می‌گردد. این نوع تعاریف از مدیریت اگر چه با کمی و کاستی یا فزونی‌هایی در واژه‌های بیان‌کننده ی وظایف روبروست، اما به نظر روان‌تر از تعاریفی است که می‌کوشند مدیریت را محصور به یک ویژگی خاص نمایند یا ارزش فلسفی خاصی به مفهوم بیفزایند. بااین‌حال، تعاریف متعدد از مدیریت با توجه به کارکردهای آن از سوی محققانی چون فایول یا گیولیک دارای تفاوت‌هایی است که به‌سادگی نمی‌توان از آن‌ها گذر کرد. آنچه واضح است علم مدیریت هنوز نتوانسته‌است تعریف خود را مدیریت کند.

تعریف ذیل، مفاهیم کلیدی مدیریت را دربردارد:

·         مدیریت یک فرایند است.

·         مفهوم نهفته ی مدیریت، هدایت تشکیلات انسانی است.

·         مدیریت مؤثر، تصمیم‌های مناسبی می‌گیرد و به نتایج مطلوبی دست می‌یابد.

·         مدیریت کارا به تخصیص و مصرف مدبرانه می‌گویند.

·         مدیریت بر فعالیت‌های هدفدار تمرکز دارد.

·         مدیریت عبارتست از عملی که به‌صورت آگاهانه و مستمر انجام می‌شود و به سازمان شکل می‌دهد.

وظایف مدیریت

هنری فایول، صنعتگر فرانسوی، چنین اظهار داشت که همه مدیران، پنج وظیفه یا کار، انجام می‌دهند: برنامه‌ریزی، سازماندهی، رهبری، هماهنگی و کنترل. امروزه، این کارها را به صورت چهار وظیفه:

·         برنامه‌ریزی

·         سازماندهی

·         رهبری

·         هماهنگی

·         کنترل

پیتر دراکر، وظیفه مدیران را بازاریابی و نوآوری می‌داند. در عین حال، متون جدیدتر عمده وظایف مدیران را برنامه‌ریزی، سازماندهی، رهبری، استخدام و کنترل می‌دانند. برخی از منابع، استخدام را از فهرست فوق حذف کرده‌اند و برخی نیز هماهنگی را جایگزین آن نموده‌اند.

مدیریت از دید کارکردی شامل وظایفی همچون برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری، سازماندهی، نوآوری، هماهنگی، ارتباطات، رهبری، انگیزش و کنترل می‌گردد.

برنامه‌ریزی: برنامه‌ریزی یا طرح‌ریزی یعنی اندیشیدن از پیش. متخصصین از زوایای متعدد برای برنامه‌ریزی تعاریف متعددی ارائه کرده‌اند که برخی از آن‌ها از این قرار است:

·         تعیین هدف، یافتن و ساختن راه وصول به آن،

·         تصمیم‌گیری در مورد اینکه چه کارهایی باید انجام گیرد،

·         تجسم و طراحی وضعیت مطلوب در آینده و یافتن و ساختن راه‌ها و وسایلی که رسیدن به آن را فراهم کند،

·         طراحی عملیاتی که شیئی یا موضوعی را بر مبنای شیوه‌ای که از پیش تعریف شده، تغییر بدهد.

در گزینش و تعیین هدف، مدیر باید امکان‌پذیر بودن و قابل قبول بودن آن‌ها را از نظر مدیران و کارکنان، مورد توجه قرار دهد. برنامه آموزشی بازاریابی باید با ارزیابی نیازهای آموزشی شما آغاز گردد. به‌طور کلی این نیازها در مناطقی که شما در آن عملکرد ضعیفی دارید بیشتر نمایان می‌شوند. به‌طور مثال اگر میزان وفاداری مشتریان به کسب و کار کاهش بیابد یا فروشنده‌ای قادر به فروش در اندازه استاندارد و معمول نباشد. این محدوده‌ها همچنین شامل فرصت‌ها و تغییرات نیز می‌شوند.

سازماندهی: سازماندهی فرایندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد و گروه‌های کاری و هماهنگی میان آنان، به منظور کسب اهداف صورت می‌گیرد.

در رابطه با سازماندهی، مدیر باید هم ساختار سازمان را متناسب با اهداف و منابع سازمان ایجاد نماید(طراحی سازمان) و هم به دنبال فراهم نمودن افراد مناسب برای ساختار تعیین شده (تأمین منابع) باشد. در صورت لزوم، مدیر، مسئولیت، اختیار و قدرت خود را به فرد دیگری تفویض می‌کند.

رهبری یا هدایت: یعنی تلاش مدیر برای ایجاد انگیزه و رغبت در زیردستان جهت دست یافتن به اهداف سازمان.

 

ارزیابی: کنترل، تلاش منظمی است در جهت رسیدن به اهداف استاندارد، طراحی سیستم بازخورد اطلاعات، مقایسه ی اجزای واقعی با استانداردهای از پیش تعیین شده و سرانجام تعیین انحرافات احتمالی و سنجش ارزش آن‌ها بر روند اجرایی که در بر گیرنده ی حداکثر کارایی است.

آینده شغلی و بازار کار رشته مدیریت

به جرات می‌توان گفت یک فارغ‌التحصیل رشته مدیریت اگر طی تحصیل به خوبی مطالعه و تحقیق کرده و فرد کارآمدی باشد، هیچ ‌وقت بیکار نخواهد ماند، چرا که امروزه شرکت‌ها برای این که بتوانند در مقایسه با رقیبان، کالا یا خدمات را در زمانی کمتر، با هزینه پایین‌تر و کیفیت بالاتر به مشتریان تحویل دهند، به مدیرانی متبحر نیاز دارند.

برای مثال در یک کارخانه کنتورسازی که روزانه ۷۰۰ کنتور با ۲۶ نفر تولید می‌کرد اکنون با حضور یک مدیرعامل توانا و آشنا با فن مدیریت، روزانه ۱۰۵۰ کنتور با ۱۳ نفر در هر خط تولید ساخته می‌شود، همچنین ارزبری هر کنتور از ۱۲ دلار به ۹/۱ دلار کاهش یافته است.

مدیر عامل این شرکت در بخشی از خاطرات خود می‌گوید:

در اوایل دوران مدیریت شرکت با یکی از کارکنان آشنا شدم که از روی شرارت چندین بار با مدیر عامل پیشین درگیر شده بود، اما بعد از اجرای طرح نظام مشارکت که در آن علاوه بر همکاری جسمی از همکاری قلبی و روحی کارکنان نیز در پیشبرد اهداف کارخانه استفاده می‌شود، همین فرد بیش از ۲۵۰ طرح ارائه داد که تنها یک طرح وی ۵۰ هزار مارک صرفه‌جویی ارزی و ۴۰ میلیون تومان صرفه‌جویی سالانه برای شرکت به همراه داشته است...

بدون شک چنین مدیری نه تنها بیکار نمی‌ماند بلکه اوست که در میان فرصت‌های شغلی مختلف، بهترین را انتخاب خواهد کرد.

پیشنهاد ویژه:

در دوره ی تخصصی مدیریت عمومی مجتمع فنی تهران (دیباگران تهران) نمایندگی شیراز  شرکت کنید

-          ارایه گواهینامه آموزشی معتبر

-          گواهینامه دارای ارزش ترجمه رسمی

-          گواهینامه آموزشی بین المللی

-          اساتید برتر

-          سرفصلهای کامل و جامع

-          و...

جهت مشاوره ی مدیریت اینجا کلیک کنید
web
analytics